×سلامی با طعم حسرت هر چی خوشیه!×
♥♥♥به وب من خوش اومدی...لطفا درهای غمو پشت سرت ببند..نمینویسم تا دلت غمگین شه.میگم که ناگفته نمونه..!♥♥♥
لطفا هرکی وب عاشقونه داره درخواست لینک نده..این وب عاشقانه
نیست..
این خودمم که مینویسم...
♥♥♥به وب من خوش اومدی...لطفا درهای غمو پشت سرت ببند..نمینویسم تا دلت غمگین شه.میگم که ناگفته نمونه..!♥♥♥
لطفا هرکی وب عاشقونه داره درخواست لینک نده..این وب عاشقانه
نیست..
رفـــــــت ... بی آنکه مرا بخدا بسپارد ! نميدانم خدا را فراموش کرد يا مرا ...
![]()
فکر کنم کلا با میوه مشکل داریا..!
هر که مرا ديد ... تو را نفرين کرد ... و من حواس خدا را پرت
کردم که مبادا بشنود !

من چرک نويس احساسات تو نيستم ... " دوستت دارم " هايت را، جاي
ديگري تمرين کن !
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری
رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری![]()
خدایا...
جای
سوره ای به نام "عشق" در قرآنت خالیست !
که اینگونه آغاز می
گردد... :
مرحمی نخواهی یافت۞
زندگی دفتری از خاطره هاست
یک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختیهاست
یک نفر هم سفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفریم...
رو برا مادربزرگم توضیح بدم
اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود:
تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!
اعتراف ميكنم بچه كه بودم با دختر و پسر خاله هام لباس كهنه
ميپوشيديم ميرفتيم گدايي با درامدش بستني ميگرفتيم كه همسايمون
مارو لو داد و كتك خورديم!!
اعتراف میکنم به عنوان 1 مهندس میخواستم دیوار رو سوراخ کنم،
شک داشتم که از زیر جایی که میخوام سوراخ کنم سیم برق رد شده
باشه، واسه اینکه برق نگیرتم فیوز رو قطع کردم، تازه وقتی دیدم
دریل کار نمیکنه کلی غصه خوردم که دریل سوخت!!!
اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم....بعد چادر گل
منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم
به نماز خوندن...اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می
خوندم....>>>آقای راننده...آقای راننده...یالا بزن توو دنده....!!!!!!
سلام به دوستای گل....بدون صرف وقت برای احوال پرسی!!باید بگم بالاخره موفق شدممممممممممم انتخاب واحد کردممممممممممممممم.....هورااااااااااااااااااااااااااااااا....همین اپ امروز بود!هه
اقا ما قاطی کردیم اپ شاد میزاریم میاین میگین چقد خوشی اپ غم میزاریم میگین اخی اخی نازی منم مثل تو بودمو از این حرفا!!!بابا دلسوزی نکنید...الکی هم رو اپ های مردم قضاوت نکنین....ما موندیم چه جوری بحرفیم...
اون اقاهایی که لطف میکنن نظر میزارن تو وبلاگ دوست من..فورا بیان تو وبم کارشون دارم وگرنه ..... اگه بیای به نفعته وگرنه به ضرر من..بچه ها فعلا
این وبلاگ کلا میخواد عوض
شه...من اعتراف میکنم شکست
خوردم....برای صدمین بار تو بدست
اوردن شادیه گذشتم شکست
خوردم.....اهای ادما کمکم کنید....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدااااا
امیر کبیر حالا بیا تماشا کن ،اگر تو برای جهالت مردم ات گریه می كردی که نمی فهمند ...حالا باید خون بباری برای انهائی که می فهمند
روحت شاد ![]()
نخواستی:
قصه ی ما هرچی که بود تموم شد
حیف اون لحظه ها به پای کی حروم شد
نخواستی که بمونی پای اون گریه ها
که پشت شیشه ی اتاق ریخته شد
یه روز ندیدن واسمون ستم بود
دیدن هر روزم یه جور عادت شد
پی بهونت واسه ی تنهایی
خواستی بری,اخرشم همین شد
دار و ندار ما همین قصه بود
از گریه هامون اسمون ابری شد
احساسمو قلب منو سوزوندی
نخواستی...گفتی هرچی شد همون شد
کاشکی یه ذره هوای عشقو داشتی
ابروی هر عاشقی ریخته شد
حرف زدن از تنهاییام زیاده
بیخیال..جوهر این خودکارمم تموم شد!!
سلام سلام دوستای گلمممممممم.......خوبین خوشین
سلامتین؟؟؟ایشالا بعد از این یک ماه روزه داری امروز سر حال باشید تا لنگه
ظهر نخابینو یه صبحونهٔ مفصل بخورین....
خیلی واسم جالب بود که تولدم خورده به عید فطر و خیلی خوشحال شدم.عید همگی مبارک...بالاخره وارد سن قانونی شدممممممممم!!!!
حالا میریم سر اصل مطلب یعنی تولد من ک بترکونیم...
تولد تولد...تولدم مبارکککککککککک!!!
بیا شمعارو فوت کن که صد سال زنده باشیییییییی!!!

بچه ها بیاین وسططططططططط......این پارتی نداره مالکی همه زدن سیم اخر همه قرو قاطییییییییییی.همه دارن به هم حس تلپاتیییییییییییییییی.....
هرکی اهنگ درخواستی داره به دی جی ام بگه!!!!!من که عاشق اهنگه جدیده ارمین 2afm ام ..
بفرماییییییییییید اینم کیک تولللللللللللللللدوووووواز خودتون پذیرایی کنیدددددددد....امیدوارم تولدم به شما هم خوش گذشته باشههههههههه..........

عاشق همتونممممممممم....راستی عید فطر بر همه ی مسلمین مبارک...شاد باشیدو مواظب خوبیاتون باشین...تا پلیسا نگرفتنم من برم!!!!! :))))))))))
بالاخره بعد از مدتها تحقیقو گرگیجه گرفتن تو بازار اشفته ی کامپیوتر ..بالاخره لپتاپمو خریییییییدم
....راستش مدل ایسوز رو انتخاب کردم چون از بقیه قابل اطمینانتر بود....اگه شما هم دنبال لپ تاپ خوب هستین بهتون پیشنهاد میکنم DELL نخرید چون قطعاتشو تو ایران جمع میکنن و از هرکی پرسیدم میگفتن این برند یه دوره ای خوب بوده...اگه به دنبال قیافه هستید سراغ hp یا sony vaio یا asus برید... ولی به نظر من ایسوز بهترینه هم از نظر سخت افزار هم از نظر ظاهری....نظر شما چیه؟

درد سختی بود...از همه سختتر این بود که باید میگذشتمو میرفتم...هرچی داد زدم دنیا نگه نداشت..فقط هرازگاهی میتونم برگردمو پشت سرمو نگاهی بندازم...که ترجیح میدم اینکارو نکنم...دارم به جلو خیره میشم...حالا شاید خودمو ازادتر میبینم..دختری ازاد و رها ...گاهی دلم میگیره اسمشم میزارم زخم روزگار که چشمامو بازتر کرد...اره...فک کنم همین بسه...من درهای غمو بستم..به این شرط دوستت دارم که قفل این درو نشکنی..
یادت باشه که یادم بیاری که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچ وقت از یادم نمیره . . . این یادت نره . . .
نفرین به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه که عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو..........
من یه فنجون چای داغ و به تو ترجیح میدم چون اون فقط زبونم میسوزونه و تو دلمو
شعر منو ترا تلخ سرایده اند..ما نامردیه هم را به رخ یکدیگر میکشیم!!گاهی نوبت من گاهی نوبت تو...حالا نوبت
توست..زمان خوبیست برای جبران نامردیهای من...ولی جواب خوبی برای همهٔ این روزها دارم..عشق در کنار
بخشش..این دو درس زندگی را تو یادم دادی
در این
روزها هرگاه از تو ناامید میشدم گذشته را به یاد میآوردم..که چه آسان و ساده از من
میگذشتی..و به من لبخندی میزدی،لبخندی که دلم را قرص میکرد که هنوز در دلت جای دارم..به من
میفهماندی که با هم بودن لذت بخش تر از هر چیزی است..چقدر آسان به گناهه من خندیدی..اما
..انگار نمکی بر زخمهایت پاشیده بودم.
... من ساده انگار با خیالی خوش با تو خداحافظی کردم و به فکر
علاج آن زخم نبودم..و تو رفتی....حالا من درمانده از یک لبخندم..چقدر کار تو سخت بود..خندیدن به کسی که
روی زخمهایت نمک می پاشید..!
گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید